تبليغاتX
عاشقانه های من

عاشقانه های من

من نه عاشق بودم
من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی كه بلغزد بر من

من خودم بودم و یك حس غریب

كه به صد عشق و هوس می ارزید

من خودم بودم دستی كه صداقت می كاشت

گر چه در حسرت گندم پوسید

من خودم بودم هر پنجره ای

كه به سرسبزترین نقطه بودن وا بود

و خدا می داند بی كسی از ته دلبستگیم پیدا بود

من نه عاشق بودم

و نه دلداده به گیسوی بلند

و نه آلوده به افكار پلید

من به دنبال نگاهی بودم

كه مرا از پس دیوانگیم می فهمید

آرزویم این بود

دور اما چه قشنگ

كه روم تا در دروازه نور

تا شوم چیره به شفافی صبح

به خودم می گفتم

تا دم پنجره ها راهی نیست

من نمی دانستم

كه چه جرمی دارد

دستهایی كه تهیست

و چرا بوی تعفن دارد

گل پیری كه به گلخانه نرست

روزگاریست غریب

تازگی می گویند

كه چه عیبی دارد

كه سگی چاق رود لای برنج

من چه خوش بین بودم

همه اش رویا بود

و خدا می داند

سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود.

+عاشقانه های من برای شما در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت23:49توسط امین |
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است

 

می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم

 

می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش

 

گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی

 

آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را

 

+عاشقانه های من برای شما در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت23:11توسط امین |